خرید بک لینک
این روزها بند دلم پاره می شود با صدای گریه نوزادی که بر سر نخواستنش دعواست... کنارش دراز میکشم...انگشت اشاره ام را محکم میگیرد..انگار می داند که جز من کسی او نمیخواهد.. اسمش را گذاشته اند حرام زاده... حاصل خوش گذرانی دو انسان که قرار بود بمیرد... اما.. شاید می خواست هوای این دنیا را ببلعد که نمرده

برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 1:47

بعضی ها هستند که زودتر از طبیعتشان پیر میشوند، اما باور نباید کرد که جوانی، پیش از وقت در اینجور آدم ها میمیرد. نه، جوانی پنهان میشود ومیماند. مثل چیزی که شرمنده شده باشد در دهلیزهای پیچاپیچ روح، رخ پنهان میکند. چهره نشان نمیدهد، اما هست. هست و همیشه در کمین است و پی فرصتی است، یا مهلتی، تا خود را

برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 1:47

وقتی داشتم بند وبساطم را جمع می کردم که بروم... کسی نگفت چرا می روی؟؟... همه چیز را گذاشتم و آمدم... تنها کسی که گفت : چرا می روی؟رباطه یک سایت بود وقتی داشتم تمام مقاله ها و نوشته هایم را پاک میکردم و برای حذف کاربری اقدام میکردم پیغام داد: " why are you leaving? " رباط عزیزم بابت رفتنم و ناراحت کر

برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 1:47

دوربین از روی پاهایش رفت بالا,نگاه من هم به دنبالش...اول فکر کردم اشتباه دیدم...چشمهایم را باز و بسته کردم و بازهم باور نکردم... تا آخر شب کانال تلویزیونی را که هیچوقت نمیدیدم عوض نکردم تا آن تبلیغ دوباره تکرار شود...دوباره دوربین از پاهایش رفت بالا,.دوباره نگاه من هم به دنبالش... خودش بود...همکلاس

برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 1:47

تازگی ها در ایمیل هایش مرا " خانم ..." خطاب می کند...

بدم نمی آید, یعنی به نظرم با صدای زنگ دارش خیلی دلنشین ادا شود این صفت جدید.. 8)

برایش نوشتم : "نمک در نمکدان شوری ندارد, دل من طاقت دوری ندارد. " :))

ریپلای کرده بود : what are you saying?? I do not understand

بلند خندیده و آرزو کرده بودم که ای کاش اینجا بود...!!

+ دوست همیشگی ام سایه ات مستدام... 8)


برچسبها: نامه های الکترونیکی
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان ۱۳۹۵ساعت توسط خانم فئودال...!

برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 1:47

اگر اینجا بودی.... تقویم رومیزی ام را دور می انداختم... و می گذاشتم ساعت دیواری به خواب رود... پس میزان می کردم زنده گی ام را با نفس های تو... و هیچ عزا و عید و جمعه ای تعطیل نمی کرد... علاقه ی مرا ... + چه نفرت انگیز به دل می شینی لعنتی... 8) برچسبها: یغما+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم آبان ۱۳۹

برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 1:47

- میـدونی با رفتنام چیکار کردم؟؟ یکیو شاعـر کردم... یکیو دیـوونه... یکیو فـراری... یکیو دل مـرده... یکیو عصـبانی... یکیو بی هـدف...یکیو افسـرده... یکیو خوشـحال... _فقط بهـم بگو اونی که خوشـحال بود کی بود؟ - همون که تو هفت سالگـیم وقتی شاد و سرحال از مدرسـه برگشتم تو چشمـام زل زد و گفت ازم متنفره...

برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 1:47

همان طـور که هیچوقت نمی توانم کسانی را که با عینک آفــتابی عکس می اندازند درک کـنم....

نمی توانم آن احمـق کودنی را هم که نصف شب زنـگ خانه ام را میزند و فرار می کند را درک کنم...

+ نزن برادر من...نزن خواهر من... نزن توله سگ -_-


برچسبها: روزنوشت, خانم فئودال
+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت توسط خانم فئودال...!

برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 1:47

جهان به اعتبار خنده ی تو زیباست...


جهان به اعتقاده خنده ی تو زیباست...


جهان به اعتباره دنده ی تو زیباست...


جهان به اعتقاده دنده ی تو زیباست...


جهان به اعتباره بنده ی تو زیباست...


جهان به اعتقاد بنده ی تو زیباست...

+ جهان به اعتبار دوبنده ی تو زیباست حتی... 8)

+ می تونستم وقیحانه ترش کنم اما,خب ... :))


برچسبها: روز نوشت, خانم فئودال
+ نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط خانم فئودال...!

برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 1:47

- خواب دیدم بابا برام اون دوچرخه قرمزه رو خریده منم بدون کمکی تونستم برونمش...!

- منم خواب دیدم موهات بلنده بلند شده....


+چرا نمیشود برگشت به خواب های کودکی و بلعیدشان!!!؟؟؟


برچسبها: ثبت زمان, خانم فئودال

برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 1:47

صفحه بندی